کمتر سخت میگیرم به خودم، به حرفها و رفت و آمدها و آدمها، به نقصها و قصوری که در خودم یا دیگران میبینم.
مدتیست کمتر میرنجم و کمتر به هم میریزم.
صبورترم، سبزترم، آرامتر.
دیدهام که چه برنده، چه بازنده؛ در نهایت بازگشتهام به همین تکرار. شتابان یا آرام، نابلد یا ماهر، در نهایت رسیدهام به جریان همین اقیانوس، چرا سخت بگیرم؟ چرا عجول باشم؟ برای چه خودم را سرزنش کنم؟ هر چیز بوده، درست بوده و هر چیز شده، باید اتفاق میافتاده. بعد از این تلاش میکنم، اما خودم را محدود نخواهم کرد. میرسم، اما به هر ارزشی نه! هیچ عجلهای برای رسیدن به هیچ چیزی ندارم. آرام و خونسرد به پیش میروم و در این مسیر پر فراز و نشیب و پیشبینیناپذیر، از اطلاعات ساده و عمیق زندگیام لذت میبرم.
از آسمان، از ابرها، از درختها، از برگها، از نگاهها، از محبتهای بیچشمداشت، از لبخندها….
برچسب:
نویسنده: رادین احمدی