میبینی سال داره تموم میشه..
تو کجای این یک هزار و چهارصد بودی که نیومدی؟!
توو کدوم مسیر این خیابون دراز بودی که توو این شلوغیها نشد یک لحظه تو رو دید و بیخیال تموم نداشتنها در آغوشت کشید و پرت شد توو خاطرات....
دیدی آخرای اسفند شد و تو نیومدی سرِ همون چهار راه که قرار بود همون تیشرت سفیدت رو بپوشی و بیای...
✍ عاشقانه های آرام
برچسب:
نویسنده: رادین احمدی